احمد بن محمد ميبدى
640
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سورهء - 106 - قريش - 4 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - لِإِيلافِ قُرَيْشٍ . براى فراهم داشتن قريش ( خوى و عادت آنها بوده است ) « 1 » . - * - 2 - إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ . خوى و عادت آمد و شد كردن در زمستان و تابستان ( به جاهاى سردسير و گرمسير ) - * - 3 - فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ . پس ايدون بادا كه قريش پروردگار اين خانه را ( كه از خرابى در امان شدند ) پرستش كنند - * - 4 - الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ . آن خدائى كه آنان را از گرسنگى سير كرد ( به رفت و آمد كاروانها به ايمنى ) و از بيم و ترس آنها را در امان داشت ( از شرّ دشمن و از بيمارى جذام نگاهدارى كرد . ) تفسير ادبى و عرفانى سوره 106 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، نام خداوندى كه نامش مونس مفلسان ، يادش نسيم دل مريدان ، مهرش قوّت جان مشتاقان ، يافتش روز دولت طالبان و سور و سرور درويشان است ؛ عزيز قدر و عظيمشأن ، ملك او جاودان ، عزّت او بىكران ، شنيدن نامش بهار جان عاشقان و روح روح دوستان است . خداوندى كه چراغ توحيد در كلبهء دل دوستان فضل افروزد و سرشتهاى پنداشت از ساحت دوستان عدل سوزد ! گاه نور ايمان در پردهء كفر و ظلمت بدارد و گاه زحمت ظلمت كفر به نور ايمان بردارد ! خداى همهء آفريدگان او است ، آن كند كه خود خواهد ، دارنده و داننده اوست ، هركس را آن دهد كه سزاى او است . لطيفه : خوشا كسى كه فردا مهمان دل وفادار نيكوكار باشد ، و واى بر كسى كه فردا در زندان نفس غدّار و مكارهء امّاره گرفتار ! از عدل او بر اين يكى حكم شقاوت رفته نه جور ! و بر آن يكى از فضل او حكم سعادت رفته نه ميل ! سوره 106 آيه 1 1 - لِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ . آيه . در اين سوره خداوند سروران قريش را كه اصحاب ايلاف ناميده نام برده و همچنين نام كعبه كه قبلهء جهانيان است نام برده ، زخم عدل ازلى بر آنها آمد ! و سرافرازى و مهترى ايشان بر عالميان و خويشاوندى رسول اكرم مر ايشان را سود نداشت ! اثر لطف و فضل خداوندى روى بدان خانهء سنگى بىجان آورد و بدين تشريف مشرّف و مكرّم گشت كه در اينجا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ گفت و اضافه خانه را به ربوبيّت نسبت داد و جاى ديگر طَهِّرا بَيْتِيَ فرمود ، و در آن آيه خانه را به خود اضافت
--> ( 1 ) - طايفهء قريش از قبيلهء نضر بن كنانه هستند ، شبى نضر خواب ديد درخت سبزى از پشت او بيرون آمد و سر به آسمان نهاد و شاخههاى آن روشنى در روشنى بود ! ناگاه قومى سفيد روى را ديد كه به شاخههاى آن درخت متوسل شده و از پشت او تا آسمان دنيا پر شدهاند ! و چون اين طايفه ابتدا ميان فرزندان نضر پراكنده و پس از آن جمع شدند آنان را قريش گفتند ! نضر اين خواب را به كاهنان گفت ، آنان گفتند : خداوند خانوادهء تو را شرف و عزتى خواهد داد كه در جهان كسى بر آن درجه نرسيده و از حيث حسب و نسب بر ديگران برترى خواهند داشت اين است كه : پيغمبر ( ص ) فرمود : نيكوكاران قريش بهترين مردم جهان و بدكاران قريش بدترين مردم جهانند !